صاحب چشمهاي سبز ديروز به همراه چند نفر آدم مثل خودش (آقاي پدر، قهرمان نخست، صاحب كافه تهرون و و يك عدد همكلاسي كه هيچ چيز ازش بعيد نيست)، مهمان دوستان هنرمندي بود كه فارغ از هياهوي شهر براي گذر از زمستان به سوي بهاري نو، به اجراي قطعات موسيقي، نمايشهاي خياباني و نقاشي در متروي صادقيه پرداختند.
ايستگاههاي مترو -همانجا كه اين روزها شاهد رفتوآمدهاي مردمي است كه در دستشان وسايل نو براي برگزاري سال نو است- ميزبان دوستان نازنينمان است و آنها هنرشان را در ميان مردم به شكلي انتزاعي و بداهه به نمايش گذاشتند.
به گفته آقاي سروش قهرمانلو، نوازنده سهتار، اين گروه براي اجراهاي خودش بدون لباسهاي خاص و با ظاهري كاملا معمولي و مردمي به ميان مردم ميروند و به اجراي برنامه ميپردازند.(كور بشم اگه دروغ بگم. همه اينا رو خود آقاي قهرمانلوي كوچك به خودِ خودم گفت نه به خبرنگار موسيقي ايسنا)
آقاي نوازنده سهتار در ادامه گفت: بخش موسيقي اين برنامه كه توسط من (آقاي قهرمانلوي كوچك، نه صاحب چشمهاي سبز) و يكي از دوستان ايشان (اگه اشتباه نكنم آقاي سیاوش میرکمالی نوازنده سه تار ریتم) به طور ايستاده و در حال راه رفتن (البته بدون انجام حركات موزون و غيرموزون) اجرا ميشود و گاهي خود ملودي هم تغيير ميكند، چونكه ايشان (آقاي قهرمانلوي كوچك، نه صاحب چشمهاي سبز) فكر ميكنند كه عدم تحرك هنرمندان خداي ناكرده موجباب خمودگي در موسيقي محترم را فراهم ميآورد. اين خمودگي و كمي انحنا به اين دليل به وجود آمده كه انواع موسيقي ما به چند تيپ خاص محدود شده و كمتر پيش آمده طعم هيجان، ترس و توهم وارد فضاي موسيقي شود و اين در حالي است كه اين موارد احساساتي هستند كه بشر به طور دائم با آنها مواجه است و اكنون فكر ميكنم (آقاي قهرمانلوي كوچك فكر ميكند، نه صاحب چشمهاي سبز) اين شيوه اجرا تا حدي موفق به انتقال تيپهاي مختلف شده است.
آقاي قهرمانلوي كوچك ميزان استقبال مردم را بسيار عجيب و گسترده توصيف ميكند و درك هنري مردم را طي چند اجرا به وضوح مشاهده كرده به شكلي كه بسيار خوب و گاه بهتر از خود ما (آقاي قهرمانلو اينا، نه صاحب چشمهاي سبز) درك ميكنند.
طرح اين كار را من (آقاي قهرمانلوي كوچك، نه صاحب چشمهاي سبز) و برادرم ارائه كرديم و خوشبختانه مورد استقبال سازمانهاي مربوطه قرار گرفت و اين طوري شد كه ايستگاههاي مترو با هماهنگي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، براي اولين بار ميزبان اين هنر شد. (بازم تكرار ميكنم اينا رو صاحب چشمهاي سبز با چشاي خودش شنيد و از جايي هم دزدي ادبي نكرده)
روح و روان صاحب چشمهاي سبز پس از مدتها از شنيدن نواي سهتار جلا گرفت و كمي از تيرگي به در آمد و از همين تريبون مجاني تشكر خود را از همه عزيزاني كه مايه نشاط روحي و فكري ملت محترم را فراهم ميكنند، اعلام ميدارد.
نواختن سهتار به حالت راه رفتن، نقاشي سايهها روي پارچه، حركات هنرمندان، به تصوير كشيدن چهره مخاطب حين ارتباطگيري با هنرمند، اجرا به صورت بداهه با هدف ايجاد برداشتهاي انتزاعي براي مردم، فضاي در نظر گرفته شده، صدا و نور، نوع لباسها و چهره هنرمندان و در مجموع اجراي همزمان موسيقي، نقاشي و نمايش، به غايت براي صاحب چشمهاي سبز جالب آمد و نسخهاي پيچيده شده بود كه در قوطي عطاري كمتر طبيبي يافت ميشد، خصوصا» در عصر حاضر. حالا دوران كواترنري را بگويي يه چيزي، آن زمان كه مردم هميشه سرشان با فيلم و فنر و دمبل و ديمبل گرم بود و بابا كرم ول كنشان نبود.
در اينجا صاحب چشمهاي سبز برود خانهشان بهتر است…
اعضای گروه را -تا جايي كه صاحب چشمهاي سبز اطلاع دارد- آقايان سروش قهرمانلو (نوازنده سهتار)، سیاوش میرکمالی (نوازنده سهتار ریتم)، سیامک شریفان (پرفورمنس آرت و نقاشی)، کامبیز بنان (تئاتر)، مهرداد راستگو (صدابردار) و آقاي آرش قهرمانلو (همه كارة گروه) و چند دوست ديگر تشكيل ميداند.









ممنون از اين همه طبع لطيف. باور كن اين حس و حال زيباي شماهاست كه آدم رو به سر ذوق مياره و به انجام كارهاي فرهنگي و ارزشي بيش از پيش اميدوار ميكنه. اميدوارم سال 89 سال تعالي فرهنگي در همه زمينهها همراه با شادي و سلامت براي تمام ايرونيهاي عزيز در سرتاسر دنيا باشه. باز هم از شما و ساير دوستان علاقهمند بينهايت سپاسگزارم.
*********************************************
صاحب كافه تهرون نازنين
شما بينهايت لطف داريد. كارهاي ارزشي و فرهنگي نياز ضروري روح آدمهاست و من براي شما و بقيه فعالان اين عرصه قلبي تپنده، سري سبز و روحي آزاد آرزو دارم.
دير بمانيد
چطور دلت اومد بدون من؟ گلوم بغضی شد…
*******************************************
خدا منو بكشه
اگه ديگه تنهايي رفتم ايشالله 19 بهمن دوباره تكرار بشه
بین این همه رنگ و نقش و صدا گم میشوی، منتظری تا طرحی به دستت بدهند و بگویند این سایه توست، اما نمیدهند حتی اگر 20 متر هم زیر زمین باشی فرق نمیکند، فرشتهها که سایه ندارند!
******************************************
ممنون صاحب ريرا و همكلاسي عزيزم كه هيچي ازت بعيد نيست
تو رو نداشتم كه ازم تعريف كني چكار ميكردم
نوزده بهمن؟! بزک نمیر بهار میاد؟! اصلا تا سال دیگه کی مرده کی زندهست؟
*********************************************************
بهار اگه خاطر ما رو نميخواد
صد سالِ كه رفته كه بياد و نميياد
گوله تو سرماي سياه هم كه بشيم
منّت آفتاب رو ديگه نميكشيم
ما خودمون برفا رو پارو ميكنيم
خونه رو از اين رو به اون رو ميكنيم
با تن گرم خودمون يواش يواش
از دلمون سرما رو جارو ميكنيم
بگو بگو بهار نخواستيم بزي جون
كمبزه و خيار نخواستيم بزي جون
تو و همکلاسی عزیزت چه جوری دلتون اومد بدون من برین؟هان؟
حالا شما هیچی صاحب کافه تهرون و دوستای هنرمندش چه جوری دلشون اومد بدون من برنامه شون و اجرا کنن؟هان؟
حالا اونا جوونن آقای پدر چرا بهشون نصیحت نکرد که بدون من برنامه اجرا نکنن؟
ای وای بر من ..ای داد بر من..هی هی
ولی بیشوخی دست هنرمندشون درد نکنه..بسیار مشعوف میشیم از این برنامههای هنرمندانه
********************************************
من بسيار شرمنده هستم از حضور شما
همون قولي رو بهت ميدم كه به حميده دادم
ديگه بودن تو جايي نميرم اگه رفتم، ايشالله….
دوست عزیزم صاحب چشمهای سبز که با آن چشمهای سبزت ما را در 20 متر زیر زمین تحمل کردی.
( با اجازت گزارشت را در وب بلاگم منعکس کردم )
می خواستم ببینم چطوری می تونم این عکس ها را داشته باشم ؟
با تشکر از آمدنت
(سروش قهرمانلو)
******************************************
سلام
همراهي با شما و ديدن هنرنمايي تان برايم خاطرهاي فراموشنشدني بود
ممنون كه انعكاس داديد، خيلي خوشحال شدم
در ضمن عكسها كيفيت جالبي نداره ولي به دستتون ميرسونم
ممنون كه دقالباب كرديد
تمامی این اجرا ها رو که درد مشترکیست، به چشم ها و شعور بالای این مردم پر شکوه تقدیم می کنم .. سپاس از بازتاب این حرکت
**************************************************************
چشمها و ذهنها می بینند و درک می کنند و منتظرند به امید روزی که در کنار همدیگر به آفتاب سلامی دوباره گویند.
خواهش می کنم دوست نازنین، همراهی با شما افتخار بود
نو بهارتان پیروز
نقاشی، موسیقی و نمایش در کنار هم جلوه ایی انکار ناشدنی دارد .وقتی نمی توان با زبان سخن گفت هنر نَقَبی است به روح آدمی که در این زمانه بیش از همیشه نیازمند فریاد است . سپاسگذارم از آقایان قهرمانلو ومیر کمالی بابت موسیقی روح نواز و پر شورشان ، آقای شریفان نقاش ، آقای بنان بازیگر ، آقای راستگو و آقای آرش قهرمالو و بقیه دوستان .
سپاسگذارم که هنر را ، در هر بعدی ، از روی سن به میان مردم آوردید .
درود به سحر عزیز
افتخار می کنیم که در میان خودمان بودیم
سلام بر بهترین مرضیه دنیا
سال نو مبارک
هنوز هم قلمت به جون میشینه
میترسیدم که زهر قلمت کم بشه ولی انگار جوهر زهرت خیلی غلیظ و با معناست
پاینده باشی دوست خوب
دوستت دارم.
«داداش کوچولوت»
**************************************************
عليك سلام بر دوستداشتنيترين مهدي دنيا
سال نوِ تو هم مبارك
اميدوارم امسال به هر چي كه دوست داري برسي. سبزه يادت نره گره بزني:)))
داداش گلم ما هميشه هستيم تا كنار هم و دست تو دست همديگه، به آفتاب سلامي دوباره بديم. به اميد اون روز
روزگار به كامت