«در این روزهای سرد یادی از حمید مصدق برای عاطفههای یخ زدهمان» من گمان میکردم دوستی همچون سروی سرسبز چارفصلش همه آراستگیست من چه میدانستم هیبت باد زمستانی هست من چه میدانستم سبزه میپژمرد از بی آبی سبزه یخ میزند از سردی دی من چه میدانستم دل هر کس دل نیست قلبها ز آهن و [...]
بایگانیِ ژانویه 2011
من چه میدانستم…
ارسالشده در دل نوشته در ژانویه 29, 2011 | 7 دیدگاه »
میوههای آرزو رسیدنیست
ارسالشده در دل نوشته در ژانویه 15, 2011 | 4 دیدگاه »
«این شعر را به دل ساده و تنگ ِ این روزهای خودم تقدیم میکنم» تو چه سادهای و من چه سخت تو پرندهای و من درخت آسمان همیشه مال توست ابر زیر بال توست من ولی همیشه گیر کردهام تو به موقع میرسی و من، سالهاست دیر کردهام. خوش به حال تو که میپری! راستی [...]