آنکه بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چه آمده است؟
به کشتن من، فکر و اعتقادم، آنچه میاندیشم یا برای کشتن ترس و واهمه خود از بیداری و اندیشه من؟
آنکه بر در میکوبد شباهنگام به من یاد داد که من هم به عنوان ذرهای از این دریای بیکران، سنگ را در هم خواهم کوبید اگر بجوشم، اگر بیدار شوم و اگر از جای برخیزم
آنکه بر در کوبید شباهنگام به کشتن چراغ آمده بود
امروز دلم چلچراغیست از معرفت، از آگاهی
چلچراغی که راه را نشانم میدهد و بیشتر میاندیشم از دیروز
واي نه، اصلا دلم نمي خواد به اون روزها فكر كنم، به دلهرهها، اشك ريختنها، نگراني ها، دوريها، تنهاييها، …….
دوست گلم خيلي قشنگ نوشتي برات آرزو ميكنم اوني كه شباهنگام بر درت ميكوبد هدهد خوش خبري باشد نه ….
عزيزم منم با نازيلا موافقم اصلا دلم نميخواد كه يادش كنم هميشه ياد روزهاي خوب باش .بازم ميگم زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي كردن است.
خانوم خجالت نمی کشی!! این همه می گن در مصرف برق صرفه جویی کنید، شما چلچراغ روشن می کنی؟!!!!
)))
من هیچ حرفی واسه گفتن ندارم
هیچی
جز اینکه خیلی بدجنس بودی اون روزا ..بدون من و بی خبر
سلام مرضیه جان. ممنون از لطفت. منم یکی از بقیه اوناییم که یا مثل من اومدن بیرون یا هنوز اون توئن. شاید توی همون سلولی که من بودم…
به امید آزادی همشون و آزادی هممون.
عیدتان مبارک/در دفتر مهربانی شما حاضری می زنم تا بدانید در هرجایی از عالم که باشم به یادتان هستم و برای شماو کسانی که دوستشان دارید دعا می کنم.بهاربهانه خوبی است تا به روزگار بخندیم و حتی دشمنانمان را ببخشیم ولذتش را ببریم و باور کنیم که خدا همیشه با ماست.