خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘سفرنامه‌چی’

به اندروني فيروزه‌ها وارد كه مي‌شوم، نفسم تنگ مي‌شود بس كه نم دارد هوا. فيروزه‌ها پايان دل زمين جا خوش كرده‌اند و صداي تيشه زمين‌شناسان و معدن‌كاران خواب هزارساله‌شان را بيدار مي‌كند.فيروزه‌ها خوابند در لابه‌لاي هزار توي تاريك زمين و من هم كه چراغي ندارم محرومم از ديدنشان. نور دوربينم گاهي شكارشان مي‌كند كه به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.